حرم دل



پرورش شترمرغ ! پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی
مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی
زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

در وفای عشق تو مشهور  خوبانم  چو  شمع  

 شب نشین کوی سربازان و رندانم چو  شمع  

روز و شب خوابم نمی آید به چشم غم پرستم

بس که  در بیماری هجر  تو  گریانم  چو   شمع

نوشته شده در سه شنبه 15 دی 1388ساعت 00:04 AM توسط S.A|


عالم همه قطره اند و  دریاست  حسین

خوبان همه بنده اند  و  مولاست حسین

ترسم  که  شفاعت  کند   قاتل   خویش

 از بس که  کرم  دارد  و  آقاست حسین

نوشته شده در چهارشنبه 9 دی 1388ساعت 3:42 PM توسط S.A|

 

مهر آفرینا! تو خود فرموده ای : " ادعونی استجب لکم"   

 و نیز فرموده ای:   " و اذا سألک عبادی عنی فانی قریب

و به بیچارگان امید داده ای که: " امّن یجیب المضطر اذا دعاه؟"  

 و ما اکنون در تاریکستان غیبت، در دوری از خورشیدمان و در گمراهی و بدعتها و ظلالتهایمان،  

مگر نه که مضطریم و تو بر دعای مضطر لبیک گو. ما- که در پهنه پادشاهی تو اسیر و عبدیم- در   

چشم انداز آیه کریمه: " و اذا سألک عبادی عنی..." به سوی تو دست نیاز برداشته ایم.  

مگر نه از زبان پاکان هشدار داده ای که:  

" اکثروا الدعا بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم"   

مهربانا! در تنگستان هوای نفس گرفتار آمده ایم؛  

در ظلمستان غیبت به اسارت رفته ایم، در بیغوله زنجیرهای شهوت و خشم از حرکت  

 ایستاده  ایم و در زندان های هواپرستی و دورویی، از تعقل دست کشیده ایم.    

رحمانا! قرآن و احکام تو از یادمان رفته، تقوی و صلاح به پستی نشسته، والایی و کرامت به   

لجنزار انحراف بسته است، ابلیسان آدم نما، حیوان صفت چیره و قاهر گشته و مومنان و   

ملکوتیان به گوشه ای خزیده و به کاستی رفته اند.   

قدسیان دراضطراب، ایمانیان در سکوت، فرشتگان در غصه و اندوه، برترین حبیب تو در حصار،   

روزها نگران و شبها نالان است پس،      

 رحیما! کجایند خورشیدهای فروزنده؟ کجایند ماههای تابنده؟ کجایند ستارگان پرتوافکن؟ کجایند پرچمهای برافراشته دین و استوانه های دانش پوینده؟ کجایند ذخیره های خزانه  عترت هدایتگر؟ 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 8 شهریور 1388ساعت 06:29 AM توسط S.A|

 

کجایی ای دستگیر

تنها ماندیم، در نابودها بودنی نیافتیم

نیمی از آمدنت ترس دارند و نیمی تردید و اندکی با حضور قلب، آمدنت را طلب ‏می‌کنند

تنهاییم و قدمهایمان یارای رفتن ندارد‏

هر آن وجود منجی‌ات را بیشتر خواهانیم

ما را به حال خود وامگذار

ما را دستگیری جز تو نیست

هان ای پرنده انسان باز ای به این پست خاک

و ما را رهنمون باش

نوشته شده در جمعه 2 مرداد 1388ساعت 03:39 AM توسط S.A|


Design By : Night Skin

گذشته